| |
| شنبه 6 بهمن ماه سال 1386 |
| و همه رفتند و حرم هیچ کس را ندارد |
زینب مانده است بی برادر و اطفال که پدر خود را از عمه می جویند ؛ عجب شبی ست امشب، بی حسین و بی عباس . و حال آغاز ماجراست برای حرم ... "عمر بن سعد لعنه الله علیه، عصر همان روزِ عاشورا سرِ انورِ امام حسین (ع) را به وسیله خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی، لعنه الله علیهما به نزد عبید الله بن زیاد علیه لعائن الله فرستاد، و فرمان داد تا سرهای مطهّر بقیه شهدا را چه از یاران یا اهل بیتش قطع کرده با شمر بن ذیالجوشن و قیس بن اشعث و عمرو بن حجاج بفرستد و آنان با رؤوس مطهّره حرکت کردند تا به کوفه رسیدند. عمر بن سعد مانده آن روز و فردایش را تا وقت ظهر در کربلا توقف کرد، بعد با بازماندگان خاندان حسین علیه الاسلام از کربلا حرکت کرد."
|
|
| |
| سه شنبه 2 بهمن ماه سال 1386 |
| محرم و دکتر ۲ |
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.(شریعتی) |
|
| |
| یکشنبه 30 دی ماه سال 1386 |
| السلام علیک یا ابا عبدالله |
پرسیدم از ماه که چرا قامتت خم است..آهی کشید و گفت که ماه محرم است..گفتم که چیست
محرم؟..با ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم است...السلام علیک یا ابا عبدالله
|
|