اهورای من
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست.امتحان ریشه هاست؛ ریشه هم هرگز اسیر باد نیست


خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 5 شهریور ماه سال 1387
ظهور و سقوط یک کودتاچی

ظهور و سقوط یک کودتاچی به رغم داشتن پشتیبانی و حمایت دولتمردان آمریکا و غرب و همچنین انجام وظیفه‌های مشرف برای ایشان، نشان داد که حتی در کشوری مانند پاکستان با این سطح عمومی نیز دموکراسی فصل الخطاب بوده و هیچ گاه کودتا و تحمیل خود نمی‏تواند بر مردم مسلط شود.

پرویز مشرف در 18 مرداد 1322 شمسی در دهلی به دنیا آمد. وی دوازدهمین رئیس‌جمهور پاکستان بود. وی در پی کودتا و انتخاباتی که بعدها برگزار شد، تا مدت 9 سال رئیس‌جمهور پاکستان باقی ماند.

به گزارش سرویس بین‌الملل «تابناک»، در دوازدهم اکتبر 1999، «پرویز مشرف» از طرف «نواز شریف» صاحب قدرت شد. وی اختیار فرماندهی یک گروه نظامی را در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان بر عهده گرفت. او مأمور بود تا تلاش‌های روزافزون آمریکا در پشتیبانی و حمایت از دولت‌های غیرنظامی سست و ضعیف در پاکستان را افزایش دهد.

کودتای بی عیب و نقص دولت «نواز شریف» پس از ساعت‌ها تفکر درباره تصمیم‌گیری در برکنار کردن ژنرال انجام گرفت و در نتیجه، پرویز مشرف به عنوان فرمانده ارتش نظامی پاکستان برگزیده شد. مشرف در مورد مشکلات سیاسی، کشمکش‌های بسیاری با شریف داشت که بیشتر بر سر موضوع کشمیر، مرزهای هیمالیا (منطقه‌ای که در سال 1999 پاکستان و هندوستان یک جنگ ده‌هفته‌ای بر سر آن داشتند) بود. همچنین چند روز پس از واگذاری قدرت، مشرف در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: ارتش هیچ‌گونه قدرتی ندارد!

سیاست خارجی اولیه مشرف بیشتر بر روابط پیش رو با هندوستان متمرکز بود. وی از سوی قدرت‌های خارجی در مورد متوقف نمودن حمایت‌هایش از گروهک‌های تروریستی و جنگ‌های نظامی خانگی و کمرنگ‌ کردن تأثیر هندوستان در منطقه کشمیر تحت فشار بود. مشرف در نخستین دیدار خود در 5 فوریه 2000 با رهبر ایالت کشمیر پاکستان حمایت خود را از گروه‌های شورشی ایالت کشمیر هند در اردوگاه پناهندگان سیاسی واقع در مظفرآباد پاکستان اعلام کرد.

مشرف در مصاحبه‌های مطبوعاتی با زبان، ادبیات و فرهنگ خارجی، راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کرد.
پرویز مشرف در چهاردهم جولای 2001، برای دیدار با «آتال بیهاری واجپایی»، نخست‌وزیر هندوستان و بازدید از زادگاه کودکی خود در دهلی نو، به آن کشور سفر کرد. خانواده مشرف در سال 1946 مانند میلیون‌ها مسلمان دیگر به خاطر رفتارهای غیراصولی و تفکیک‌آمیز هند به پاکستان مهاجرت کردند.

کمی پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله تروریستی به آمریکا، «کالین پاول» به منظور تصمیم‌گیری قاطع و مشخص درباره آینده افغانستان، به پاکستان سفر کرد. پاول اقدامات به اصطلاح «جسورانه و شجاعانه» مشرف را در حفظ اسلام‌آباد از حمله نظامی طالبان ستایش کرد و مشرف نیز در پاسخ گفت: پاکستان از تلاش‌های نظامی آمریکا در مورد افغانستان حمایت خواهد کرد.

پرویز مشرف در اکتبر 2001، برای یک استراتژی سیاسی علیه افغانستان فرا خوانده شد. این برنامه به منظور جلوگیری از اقدامات طالبان صورت گرفت. مشرف با «ویم کوک»، نخست‌وزیر هلند، پیرامون مشکلات ایجادشده توسط پناهندگان سیاسی افغان در پاکستان گفت‌وگو کرد.

کشمکش‌های افغانستان باعث ایجاد مصالحه و آشتی میان آمریکا و پاکستان و هندوستان و رقبای همیشگی منطقه شد. مشرف در مدت دیدار خود از دهلی نو در جولای 2001 به همراه همسر خود از تاج‌محل در شمال هندوستان دیدن کرد.

تنش‌های موجود بین پاکستان و هند از سال 1998 به وجود آمد؛ زمانی که هند و پاکستان نخستین سلاح‌های اتمی خود را آزمودند و رهبران دو کشور به دلیل مسأله کشمیر در سال 2001 در برابر هم قرار گرفتند. مشرف در مدت حضور خود در دهلی نو، روی مزار «مهاتما گاندی»، پدر ملت هندوستان، گلبرگ‌های رز ریخت و از او تجلیل کرد.

در سی‌ام آوریل 2002، مشرف برای افزایش قوانین خود و گسترش دامنه قدرت ریاست‌جمهوری‌اش، در یک رفراندوم شرکت کرد. مشرف در «لاهور» پاکستان گفت: آینده دیپلماسی پاکستان در دستان شماست.

مشرف در سی‌ام آوریل 2002 رأی مورد نظر را در رفراندوم به دست آورد و توانست با به دست آوردن 98 درصد آرا به حکومت خود ادامه دهد.

تجزیه و تحلیل‌ها بر این اصل استوار است که برگزاری رفراندوم، ریسک بزرگی برای مشرف به شمار می‌رود. این در حالی است که دولت پاکستان، مبلغ 2.3 میلیون دلار کمک مالی دریافت کرد و این در حالی بود که واشنگتن نتیجه رفراندوم را نامشخص می‌دانست.

مشرف با رفراندوم برگزارشده در پاکستان، توانست اعتبار سابق این دولت را به آن بازگرداند.

در چهارم اکتبر 2002، پاکستان موشک‌های بالستیک خود را که قابلیت حمل کلاهک اتمی را داشتند، آزمایش کرد. در این تصویر، مشرف در حال قدردانی از سربازان خود پس از آزمایش موشک «شاهین 1» است.

مشرف در نیویورک در برنامه «دیلی‌شو» با «جان استوارت» گفت‌وگو کرد.

مشرف در گفت‌وگو با «حامد کرزای»، رئیس‌جمهور افغانستان، با حرکات دست در مکان کنفرانس ریاست‌جمهوری کابل در ششم سپتامبر 2006 گفت‌وگو کرد. او پاکستان و افغانستان را کلید متحدان آمریکا در مبارزه با تروریسم خواند و بر پیوستن آنها به یکدیگر تأکید کرد.

در چهارم مارس 2006، پرویز مشرف به همراه جورج بوش در کنفرانس «Aiwan-e-sadr» یا کاخ نخست‌وزیری در اسلام‌آباد برای پیوستن پاکستان به آمریکا در اسلام‌آباد شرکت کرد.

وی بارها خواست خود را فردی مردمی، متقدر و دوستدار ملت نشان دهد. مشرف در حال اهدا کردن چک به قربانیان سیل در منطقه «کامبو سعید» پاکستان در جولای 2007 است. در همان ماه او دستور داد تا مسجد سرخ اسلام‌آباد توسط نیروی امنیتی ویران شود و این جریان باعث مرگ بیش از صد نفر شد.

مشرف نخستین کنفرانس اضطراری خود را در یازدهم نوامبر 2007 برگزار کرد و در آن در مورد «محمد چاودهاری»، قاضی دادگاه، صحبت کرد و وی را عزل و به زندان انداخت.

پس از عزل رئیس دیوان عالی قضائی پاکستان درگیری‌هایی در پاکستان روی داد. در این درگیری‌ها صدها وکیل پاکستان دستگیر و روانه زندان شدند.

مشرف در حال پاک کردن اشک‌های خود پس از انتخاب شدنش به عنوان رئیس‌جمهور پاکستان در 29 نوامبر 2007 است.

پس از اعلام پیروزی مشرف در انتخابات، وی از ریاست ستاد ارتش پاکستان کناره‌گیری کرد.

در شانزدهم آوریل 2008 در المپیک پکن، مشرف و «یوسف رضا گیلانی»، نخست‌وزیر، در مراسم افتتاحیه المپیک شرکت کردند.

مشرف در 23 مارس 2008 در رژه مردم (تظاهرات عمومی مردم در روز ملی پاکستان» حضور یافت و در میان مردم سخنرانی و بار دیگر بر دیپلماسی‌های خود تأکید کرد.

در دوران پایانی ریاست‌جمهوری مشرف، «بی‌نظیر بوتو» و «نواز شریف»، دو تبعیدی سیاسی به کشورشان بازگشتند.

ترور بوتو بی‌شک یکی از مهمترین حوادث پایانی حکومت مشرف بود چراکه همین امر سبب شکستا سنگین حزب حامی مشرف در انتخابات پارلمانی شد.

پس از پیروزی مخالفان مشرف در انتخابات، پارلمان قدرت را در اختیار کابینه گیلانی به عنوان نخست‌وزیر قرار داد.

سرانجام ژنرال مشرف بازنشسته در یک نشست تلویزیونی که با مردم صحبت می‌کرد، از ریاست‌جمهوری کشور کناره‌گیری کرده و استعفا داد.

کناره‌گیری مشرف با خوشحالی و شادی مخالفان وی همراه شد.



شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1387
مفتی وهابی: فوتبال حرام است،مگر با 14 شرط زیر!

عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!



سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.

 


جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:


 


اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!


 


دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج  شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…


 


سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…


 


چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.


 


پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.


 


ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.


 


هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.


 


هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک  یا سه  نیمه! بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.


 


نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!


 


دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.


 


یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!


 


دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!


 


سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.


 


چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.


 


اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).



در پایان امیدوارم که این پیام  برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد.



به قلم عبد الله النجدی

ریاض-ربیع الاول۱۴۲۳هـ

منبع: البرز-عصرایران


دوشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1387
مراسم ازدواج پسر رییس جمهوری

سایت جهان نیوز-مراسم ازدواج نزدیک به 4 ساعت طول کشید که پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت آقای احمدی نژاد برگزار شد. از شام هم خبری نبود؛ "به همین سادگی!!!؟".

به گزارش خبرگزاری ها ، مجلس زنانه در منزل آقای مشایی(رییس سازمان میراث فرهنگی) و مجلس مردانه در منزل صاحبخانه آقای مشایی که پدر شهید و شغل وی نیز بنایی می‌باشد، برگزار شد.

 تعداد میهمانان مرد 20 نفر و میهمانان زن 25 نفر بودند و خطبه عقد را حاج آقا ثمری خواند. مهریه نیز 14 سکه بهار آزادی به نیت 14 معصوم(ع). 

 در ایام عید مراسم خواستگاری نیز در عین سادگی برگزار شد.آقای  احمدی نژاد در این مراسم به دیدار صاحب خانه آقای مشایی که پدر شهید هستند، رفت. قبل از برگزاری مراسم ازدواج نیز آقای احمدی نژاد اظهار داشت که اگر ایشان اجازه بدهند، مراسم مردانه در منزل این شهید بزرگوار برگزار شود، که این امر محقق شد. 

   مراسم ازدواج نزدیک به 4 ساعت طول کشید که پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد. از شام هم خبری نبود؛ "به همین سادگی!!!؟".

 

 


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
Email : amardan2003@yahoo.co.uk
شناسنامه کامل من...
تعداد میهمانان: 43094 mi118.com
mi118.com Free Web Counter
Free Web Counter