آفریدگارا، زمین تشنه باران بود و فرمان بارش بر ابر دادی
عطش این جان تشنه من نه کم از تف دیدگی اوست
مرا نیز به باران وصال خویش، به بارش لطف و رحمت خویش و به سخاوت بی پایان دستِ بخشنده ایت سیراب کن.
پروردگارا، در آستان مهر و مرحمتت سر به خاک نمناک از بارش مهر می ساییم
به شکرانه آن رحمت که فرو باریدی
و فرایادمان آوردی که در اوج عطش همواره امید بارش هست
و در اوج نومیدیِ بندگان همیشه امید بخشایش.
پروردگارا، سوگندت بدان ابر رحمت که بر سر تشنگان فراز کنی
سایه مهر از سر بندگان مگیر
و سوگندت بدان قطره های عشق که بر تن تف دیده زمین فرو باری
جان تشنه را نیز به دیدار خود سیراب فرما.
|